میم مثل می آیم ماهها ، روزها ، ساعتها و لحظه ها را به عقب میکشم ...

از آخرین ملاقاتم با حرفهایم میدانم که زمانیست گذشته ،

عجیب است ،

حرفهای ننوشته را تا به این لحظه که روی هم میچینم و میشمارم تازه میفهمم که : نه ! بانوی ِ قصه ی ما حالا اینهمه حروف را چگونه خلاصه کند در دفتر سفید مجازی اش ؟!!!

از کجا شروع کند این بانو تا کمی آرام شود آشوبهای دل اش ... ؟؟؟

جبرانش سخت است ، اما شدنیست ...

و حال که می آیم و می مانم ، نم نمک آغاز میکنم و میخوانم : سلام .../.

***********************************************************

پ.ن : درود بر شما دوستان وبلاگی و غیر وبلاگی خودم ...

میدونم غیبت طولانی داشتم ... از همتون به خاطر نظرات زیباتون ممنونم و از همه مهمتر ممنون که در نبودم اینجا رو فراموش نکردین ...

بهتون حتما ِ حتما سر میزنم ... دوستدار شما : ز و یـــا

/ 8 نظر / 32 بازدید
st

سلام وبلاگت عالیه.راستی یه سری به وبلاگم بزن.نظرولینکم یادت نره.

میلاد

خوش برگشتی. چشم به راه واژه‌هایت هستیم. بنویس.

مهران

حضورت رو گرامي مي‌داريم ;)

آمد

سلام و درود به تو

کاوه

سلام بسیار زیبا بود آپم منتظرتم

پرومته

بــــودم! کسي کنـــارم نبود رفتــم! کسي به بدرقه ام نيامد آمدم! کسي چشم به راهم نيست دويده ام، تمام راه را دويده ام به انتهاي راه رسيده ام کسي! هيچ کجا! به انتظارم نبود کسي نبود کسي نيست تنها مانده ام تو هم هاله اي بودي دورتر از دور هنوز نمي شناسمت، نمي شناسي ام گفتي: نزديک تر بيا غريبه اي مي شوم برايت بي حرف ، بي نصيحت چشمانم را بنگري اما سنگيني اين بار دوچندان مي شود! . حال دوچندان شده است نزديک تر بيا آشنا شو آشنايت مي شوم پر از حرف هاي ناگفته پر از حرفهايي که تنها به تو خواهم زد من ترا چشم انتظارم . . . . ParSa~

پرومته

باز هم من و تنهایی و یک نخ سیگارو طرح اندام تو در ذهن دود سیگار! باز هم من و غربت و طعم تلخ چای! باز هم تو و دوری و دلتنگی های مدام! . . . . ParSa~