کــ کسی هست کمی آنطرف تر از دیارم ، دور اما نزدیک ، نزدیکتر از نفس یا شاید ، آری ! خود ِ نفس ...

می بینمش ،

می بویمش ،

...

حال که می جویمش ، 

دری باز نمیشود تا آرام گیرم در آغوشش ... /.

/ 25 نظر / 24 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دانیال

سلام رویا جون من دانیالم از سیمرغ باهات اشنا شدم خیلی خوشحالم که از سایتت دیدن کردم تو بهترینی مراقب خودت باش بوس بوس بوس آرزوی سلامتی برات دارم

پویا

شعرت تمام احساسه و هیچ کلمه تحمیلی و اضافی نداره

دربیابان ماانگار، هیچ سبزه ای نمی روید. خارو خاشاک فراوان است. آسمان نمی بارد، چهره ام رانمی شوید. آسمان شو،سایبانم باش. ابرشوببار ای دل، خیس کن درونم را. من پر از چمنزارم، پر زاحساس زندگی کردن، پر زاندیشه های قشنگ. قطره ای عشق مهمانم کن، همچوسیلاب ببر نمکزارم تاببینی چه جنگلی سرسبز، خفته درکویر افکارم. یاریت مرا اگر باشد، من همیشه بیدارم...22-8-1391 سلام وب قشنگي داريدنضرتونو درمورد اشعار بنده بفرماييد- وبislandlife.blogfa.ir

کاوه

سلام بسیار وب زیبایی داری

پرومته

هميشه يک چيزے يک جايے کم است هميشه چيزے سرجايش نيست که نيست هميشه کسے نيست و کسے هست که نيست هميشه يک جاے کار مےلنگد شايد هنوز هم باران مےبارد ولے ابرے که نيست و کسے رفته است کسے که مثل هيچکس نيست چشم باز کني تنها مانده اے در ايستگاهي متـروک مثل زندگے شايد که باد با ابر ابــر و بــاران بــاران بـا ســتاره سـتاره بـا آسـمان و مـــاه بــا تـو! هميشه کسے جايے صـدايم مےزند بايد ديگر هيچ نگويم و بــروم راه دوري نيست، همين نزديکےهاست جايےست که تنها مےشود تنها شد، مےشود نبـود و هميشـه کسے دلواپسـت باشـد کـه نيســت هميشه کسے پشت پنجره ای منتظر کسی ست که نیست هميشه کسے، جايے که بايد باشد ولی نيست که نيست . . . . ParSa~